الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

215

إحياء علوم الدين ( فارسى )

من شاء عيشا رحيبا يستطيل به * في دينه ثمّ في دنياه اقبالا فلينظرنّ إلى من فوقه ورعا * و لينظرنّ إلى من دونه مالا هر كه گشايش و راحتى در دين خويش و دوام آن طلبد و اقبال و شادكامى در دنيا خواهد بايد بنگرد بدان كه در ورع فوق اوست و آن كه در مال دون اوست . ] پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : من لم يستغن بآيات اللّه فلا أغناه اللّه ، اى ، هر كه به آيت‌هاى خداى بى نياز نشود خداى او را بى نياز مگرداناد . و اين اشارتى است به نعمت علم . و گفت : انّ القرآن هو الغنى الّذي لا غنى بعده و لا فقر معه ، اى ، قرآن توانگرى است كه پس از آن توانگرى و با آن درويشى نيست . و گفت : من آتاه اللّه القرآن فظنّ انّ أحدا اغنى منه فقد استهزأ بآيات اللّه ، اى ، هر كه را خداى - عز و جل - قرآن دهد ، پس او پندارد كه كسى توانگرتر از اوست ، بر آيت‌هاى خداى أفسوس كرده باشد . و گفت : ليس منّا من لم يتغنّ بالقرآن . مترجم مىگويد كه « تغني » را در اين خبر به دو معنى گرفته‌اند : يكى به آواز خوش خواندن ، دوم بى نياز شدن . و لايق اين موضع معنى دوم است . اى ، از ما نيست كسى كه به قرآن بى نياز نشود . و گفت : كفى باليقين غنى ، اى ، يقين توانگرى بسنده است . و يكى از سلف گفت كه حق تعالى گويد كه بنده را از سه چيز بى نياز كردم و نعمت خود را بر وى تمام گردانيدم : از سلطانى كه بر وى رود ، و از طبيبى كه وى را علاج كند ، و از آن چه در دست برادر اوست . و شاعر در اين معنى گفته است : إذا القوت تأتي لك * و الصّحّة و الامن و أصبحت أخا حزن * فلا فارقك الحزن اى ، چون قوت و صحت و امن تو را باشد و با آن اندوهگين باشى ، پس اندوه از تو جدا نشود . بلكه لطيف‌تر عبارات و فصيحتر كلمات سخن فصيحترين گويندگان « ضاد » است « 332 » - اى ، فصيحتر عرب است - چون از اين معنى عبارت فرموده - صلى اللّه عليه و سلم - و گفته : من أصبح آمنا في سر به معافى في بدنه و له قوت يومه فكأنّما حيزت له الدنيا بحذافيرها ، اى ، هر كه بامداد كند آمن در نفس خود و به عافيت در تن خود و قوت روز خود دارد ، پس چنانستى كه همهء دنيا براى وى فراهم آورده شده است .

--> ( 332 ) « گويندهء ضاد » به معنى عرب است . در شرح زبيدى : يشير إلى ما اشتهر على الالسنه : « انا افصح من نطق بالضّاد » . قال ابن كثير معناه صحيح و لكن لا اصل له ( 9 - 133 ) .